هرگاه شوهری به زن خود میگفت: از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خودت هستی، زن بدین وسیله از نزد شوهر خود طرد نمیشد، ولی اجازه مییافت به عنوان " زن خدمتکار " (چاکر زن) شوهر دیگری اختیار کند... فرزندانی که در ازدواج جدید در حیات شوهر اولش میزایید از آن شوهر اولش بود یعنی زن تحت تبعیت شوهر اول باقی میماند
(ایران در زمان ساسانیان، صفحه 353)
شوهر حق داشت یگانه زن خود را یا یکی از زنانش را
(حتی زن ممتاز خود را) به مرد دیگری که بی آنکه قصوری کرده باشد محتاج شده بود بسپارد (عاریه بدهد)، تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند، رضایت زن شرط نبود. در این صورت شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت و فرزندانی که در این ازدواج متولد میشدند متعلق به خانواده شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب میشدند... این عمل را از اعمال خیر میدانستند و کمک به یک همدین تنگدست میشمردند
(ایران در زمان ساسانیان، صفحه 354، و تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 45).
![]()
ادامه مطلب
در دوره ساسانی چیزی که بیش از همه دستخوش تصرف و ناسخ و منسوخ و جرح و تعدیل موبدان بود "حقوق شخصی " است.مخصوصا احکام نکاح و ارث به اندازه ای پیچیده و مبهم بود که موبدان هر چه میخواستند میکردند و در این زمینه اختیاراتی داشتند که در هیچ شریعتی به روحانیان ندادهاند
(تاریخ اجتماعی ایران، جلد 2، صفحه 34).
تعدد زوجات در دوره ساسانی جاری و معمول بوده است. زردشتیان عصر اخیر درصدد انکار این اصل هستند، ولی جای انکار نیست، همه مورخین نوشتهاند، از هرودوت یونانی و استرابون در عصر هخامنشی گرفته تا مورخین عصر حاضر: هرودوت درباره طبقه اشراف عهد هخامنشی میگوید: هر کدام از آنها چند زن عقدی دارند ولی عده زنان غیر عقدی بیشتر است
(مشیرالدوله، تاریخ ایران باستان، جلد ششم، چاپ جیبی، صفحه 1535).
استرابون درباره همین طبقه میگوید: آنها زنان زیاد میگیرند، و با وجود این زنان غیر عقدی بسیار دارند .
(همان ماخذ، صفحه 1543)
ژوستن، از مورخان عصر اشکانی، درباره اشکانیان میگوید: تعداد زنان غیر عقدی در میان آنها و به خصوص در خانواده سلطنتی از زمانی متداول شده بود که به ثروت رسیده بودند، زیرا زندگانی صحرا گردی مانع از داشتن زنان متعدد است
(همان ماخذ، جلد نهم، صفحه 2693 )

ادامه مطلب

